بعضی وقتا آدم هایی هستند که توی اوج نعمت و رحمت مادی و معنوی هستند ولی باز کورند و نمی دونن دارند چی کار می کنن و باز به بی راهه میرن

مثلا چی؟

بعضی ها توی ثوابی که مثلا می خوان انجام بدن،دنبال یه گناه یا ترک واجب می گردن

نمونه اش همکاری داشتیم که چند وقت پیش رفته بود عراق واسه زیارت.تعریف می کرد که یه شب بدون اینکه مدیر کاروانمون متوجه بشه رفتیم بغداد واسه خوش گذرونی.

نمونه دیگه اش اینکه یه دوستی از دوستان قدیم،2 هفته پیش توی خیابون باهاش هم صحبت شدم.یادی از گذشته ها هم کردیم.بعدش تعریف میکرد که: تا به حال چند تا کشور خارجی سفر کردم،یکیش سفر زیارتی سوریه بود.جات خالی رفتیم یه جا دیسکو ....

یا اینکه مامان توی سفر مشهد تعریف می کرد،زمانی که از جده سوار هواپیما شده بودن، مقارن بود با نماز صبح.که اگر میخواستند برای نماز منتظر فرود باشن،مسلما نمازشون قضا میشد.با توجه به اینکه امکان نماز فراهم بود  200 نفر از حدودا 300 نفری که همسفرشون بودن نماز نخوندن و می گفتن وقتی رسیدیم قضاشو می خونیم.