خدا رو شکر

خدا رو شکر

سال 90 هم با همه افت و خیز هاش رو به پایان هست و خدا رو 100 هزار بار شکر میکنم به خاطر فرصتی که برای عبادت و بندگیش بهم داد

خدا رو شکر

بیایید عضو شویم

بیایید عضو شویم

توضیح لازم نداره نه؟

کافیه روی شکل کلیک کنید

راز خوشبختی در زندگی مشترک (طنز)


ادامه نوشته

پرش

هر چی  نوشته بودم پرید

اینم وبلاگ داریم ما

دوستان مجازی ام ...

گاهی اوقات اونقدر محو مطالعه وبلاگ دوستان میشم که یادم میره خودم هم وبلاگی دارم

خدا رو شکر دوستانی دارم که منو به یاد خدا میندازند

خدا رو شکر

اینم کاره داریم ما....

توی محل کار ما اگه خانم باشی ، هر جا که بری تحویلت می گیرند و باهات می خندند

کاری هم داشته باشی، فوری انجام میدهند.کلی هم باهات بگو و بخند میکنند

اما خدا نکنه مرد باشی و کارت پیشه کسی گیر باشه.دق میدن آدمو.....

حکایت ما ست

حکایت ما ست:

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.

بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم.

خدا:بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.
بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.
خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان.
بنده: خدایا سه رکعت زیاد است.
خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان.

بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟

خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله.
بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!
خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله.
بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم.
خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم.
بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد.

خدا:ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما اوخوابیده است .چیزی به اذان صبح نمانده، او را بیدار کنید .دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده.
ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید.
خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست.
ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!
خدا: اذان صبح را می گویند. هنگام طلوع آفتاب است. ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود. خورشید از مشرق سر بر می آورد.
ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟
خدا: او جز من کسی را ندارد ...شاید توبه کرد...

بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار
همین یک بنده را دارم
و تو چنان غافلی که گویا صدها خدا داری.

 

شب عید استو یارم....

توی این ایام معمولا همه خانواده ها مشغول خانه تکانی و تمیز کردن وسایل زندگیشون هستند.

ما هم که از این قضیه مستثنا نیستیم.

با اینکه خانومی خونه تکونی امسال رو گذاشته واسه زمانی که می خواهیم به خونه جدید بریم، ولی باز تمیز کردن خونه مامان اینا مونده بود.

از روز 5 شنبه ، همه خواهر ها( البته به جز آخریه که بارداره و فقط نظاره گره) اومدن خونه مامان اینا و مشغول تمیز کردن پرده ها و دیوارها و ... شدند.

دیروز هم منو خانومی افتادیم به جون فرشهای راه پله ها.

با اینکه راضی نبودم با اون کمر دردی که داره کمکم کنه، اما وایساد و با شیلنگ آب پاشی می کرد.

بعد از غروب آفتاب بود که واسه رای ریزی رفتیم.دلتون نخواد بعدش رفتیم جیگرکی.

به هرحال توی این اوضاع و احوال یاد اون شعری افتادم که شبای عید بابا با آواز، اونو می خوند

که می گفت:

شب عیید استو یارم از من چغندر پخته می خواهددددد آآآآآآآآآیییییی ااااایییی

(خانومی هم  که این شعر رو یاد گرفته ، بعضی وقتا واسه منم می خونه).

یا حق.

حلقهء اشک

وقتی این نوشته رو خوندم، اشک تو چشام حلقه زد

ما کجاییم و اونا کجا، خدااااااااااااااااااااااااااااااااااا....................


سلامتی اون همسر جانباز موجی‌ای که بهش گفتن: چرا هر بار وایمیسی و از شوهرت ...کتک میخوری؟

گفت: اگر خودمو نندازم جلو، شروع می‌کنه خودش رو می‌زنه، آنقدر می‌زنه تا داغون شه،
آخه موجیه دست خودش نیست….

یه راه حل

اونایی که قصد ازدواج دارند و اونی رو که دلشون می خواد رو پیدا نمی کنند، یه زنگ به این خانم بزنند.

رد خورد نداره

من که حضوری رفتم پیشون و خصوصیات اونی که دلم می خواست رو بهشون گفتم و شد اینی الان هست.


ایشالا مشکل شما هم حل بشه.

اگر هم متاهل هستید بازم یه زنگ بهش بزنید.

دیروز با خانومی بهش زنگ زدیم،وقتی باهاشون حرف زدیم خیلی سبک شدیم.شادی توی صورت خانومی رو می شد دید.

شماره تماس:02517175535

دائم الوضو و زیارت عاشورا

از زمانی که این تصمیم رو گرفتم 3 سالی میگذره

با اینکه سخته آدم بخواد توی هر شرایطی تجدید وضو کنه ولی باز توی این مدت سعی کردم رعایت کنم.

واسه زیارت عاشورا هم که معمولا وقتی از دارم می رم شرکت و یا موقع برگشت، توی سرویس می خونم که معمولا با ختم قرآن هم همراه میشه.

اگر هم به هر دلیلی توی این حالتها نتونم بخونم، بعد از نماز مغرب و عشاء اونو انجامش می دم.


خدا رو شکر.

با گفتن این کلمه یاد چند ماه پیش می افتم که همیشه آخر نوشته هام می نوشتم، خدایا کمکم کن


خدا رو 100 هزار بار شکر

سبزه

دیروز رفتم بازار و 80 تا بشقاب خریدم، مثل پارسال.

2کیلو هم ماش خریدم.فروشنده می گفت واسه چه 2 کیلو؟، گفتم واسه فروش می خوام.

چند روز دیگه هم اونا رو خیس می کنم تا آماده سبز شدن بشن.

گندم هم که داریم.ایشالا امسال هم بتونم خوب کار کنم تا واسه شب عید بتون یک مسافرت با خانواده برم.

واسه گل و گلدون هم که هنوز زوده.باید با باغبون تماس بگیرم و اوضاع احوال قیمتها رو بپرسم.

امسال سال دومی هست که میخوام واسه شب عید، بساط گلدون فروشی راه بندازم.

پارسال که بیکار بودم، خدارو شکر تونستم از این طریق مقداری درآمد کسب کنم.

ایشالا امسال هم اوضاع خوب باشه و بشه درآمدی رو بدست آورد.

اوضاع و احوالم رو که نسبت به پارسال مقایسه می کنم، خدا رو 100 بار شکر، خیلی بهتر شده.

با اینکه 2 سال از شروع زندگیمون میگذره، تا حدودی تونستم خودمو جمع و جور کنم.

خدایا هزاران بار شکر.

وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِلْعَالَمِینَ

السلام علیک یا صاحب الزمان(عج)

اولین کاری که هر روز صبح وقتی از خواب بیدار میشم اینه که توی جام می شینم و یا بلند می شم و می ایستم

دستم رو روی سینم می زارم و رو به قبله میگم:

السلام علیک یا صاحب الزمان(عج)


یاد قدیما

هنوز مدرسه میرفتم که با آقای احمدی قبل از نماز صبح توی حسینیه محل قرار داشتیم.

او موقع 16 سال بیشتر نداشتم.

گوشه ای از حسینیه، یک لامپ مهتابی رو که به دیوار تکیه داده بود رو روشن می کرد و مشغول نماز شب می شد.منم به تبعیت از اون، ترتیب نماز رو یاد گرفته بودم و با انجام تمام مستحبات دعای 40 مومن و اللهی الاعفو و سوره ناس و فلق و ...  نماز صبح رو می خوندیم و برمی گشتیم خونه.یادش بخیر.الان هم بعد از گذشت 17 سال از اون موقع، هنوز هم که توی خیابون می بینمش، همون لبخند رو به لب داره و با دیدنش آرامش به دلم  مینشینه.

یادمه دعای عهد رو با هم 2 تا 40 روز خوندیم تا وقتی آقا ظهور می کنند، حتی اگه توی این دنیا هم نباشیم، برای یاری اون از قبر بیرون بیایم و از همون موقع ها بود که یاد گرفتم که اگه کسی 40 جمعه غسل جمعه روانجام بده، بدنش توی قبر نمی پوسه چه برسه که جکو جونور ها بخوان بخورنش.خدا رو شکر، 17 ساله ترکش نکردم.

مقدمه همه این برنامه ها و آشنایی من با آقای احمدی، مسابقه حفظ جزء 30. یادش بخیر سوره نباء


قبل از همه اینا، هنوز مدرسه ابتدایی بودم که نماز خوندم رو یاد گرفتم، ولی یادمه تا دوران راهنمایی اگر تنها بودم می خوندم، آخه روم نمی شد پیش بقیه بخونم.بعد از اون بود که دیگه ترکش نکردم.خدا رو شکر.


تا همین چند سال پیش، صبح های پنج شنبه، زیارت عاشورا...

تا همین امسال، منزل حاج آقا علوی، پای منبر حاج آقا انصاریان.

خدایا همه این اعمال رو به درگاهت قبول بفرما و مرا در این راه ثابت قدم بفرما و هر روز بر توفیقاتم بیافزا

اللهی آمین.