بالاخره مراسم ولیمه حج مادر هم به خوبی و خوشی برگزار شد و همه به خونه های خودشون برگشتند.با اینکه مادر و خواهر قبل از سفر سفارش کرده بودند که کسی کادو نیاره،باز عده ای از اقوام زحمت کشیده بودند و شرمنده کرده بودند.

راستی اینو هم بگم توی روز 5 شنبه خانومی به همراه جاری عزیزشون از پولهایی که همه بچه ها به عنوان کادو و هدیه روز مادر جمع آوری کرده بودند اقدام به خریدن 2 عدد لوستر شیک نموده و بنده هم با یک عدد دریل و کمی کارهای فنی اقدام به نصب این دو فقره لوستر به سقف منزل نمودم.

اونقدر این دوتا لوستر قشنگ و زیبا به چشم می امد که خودم حض کردم(مخصوصا اینکه خونه هم تازه نقاشی شده بود و همه چیز دست به دست داده بود تا فضا رو زیبا کنه).

البته قسمت مردونه رو منزل برادر برگزار کردیم و بعد از مهمانها با میوه و شیرینی و شربت پذیرایی می کردیم.

آخر شب هم سفره رو شام پهن شد و ...

دیروز هم که جمعه بود باقی مهمونهایی که که از مراسم شب قبل جا مونده بودن واسه دیدار می اومدن و تقریبا تا قبل از غروب آفتاب همه خواهر برادرا هم به خونه های خودشون رفتن.ما هم واسه دیدار خانواده خانومی به اونجا رفتیم و تا پاسی از شب دور هم بودیم.


دیروز خانومی میگفت که یکی از دوستان دوستانشون یه صندوقی رو راه انداختن واسه سفر کربلا، به این صورت که وامی که به اسم هر کس در میاد،اون پول رو صرف زیارت کربلا کنه.

به من گفت عضو بشیم؟گفتم چرا که نه.

شاید باورتون نشه،از همون لحظه که این حرفو زد توی دلم یه غوغاییه.همون لبخند همیشه گیه روی لبامه و به قول معروف نیشم بازه.

هنوز عضو نشده خودمو حرم رفته حس میکنم.

(السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین)

پ ن0:فرا رسیدن ماه شعبان مبارک(آخ جون بعدش ماه رمضونه)

پ ن1:اینو میزارم به حساب کادوی امام حسین(ع) که توی روز تولدش به ما داد(خدا رو شکر).تا به حال این جوری از ائمه کادو گرفته بودین؟

پ ن2:یادمه توی مسجد و واحد تبلیغات که بودیم،دوستی که مسئول اونجا بود ،توی طبقاتی که جهت چیدن پلاکاردهای اعیاد و مراسم ها تهیه کرده بود ،برای هر پلاکارد بر چسبی تهیه کرده بود که بشه محتوای متنی اونو از روی برچسب تشخیص داد.واسه پلاکارد تولد امام حسین(ع) و امام سجاد(ع) و حضرت ابوالفضل(س)، برچسبی تهیه کرده بود با عنوان(میلاد سه گل).بعدش چون اون بنده خدا آذری زبان بود(عمدا یا سهوا) به این پلا کارد میگفت:پلاکارد (میلاد سه قل).از اون زمان هر وقت که سالروز میلاد این بزرگواران میرسه یاد اون سه قل و خاطرات اون دوران میافتم.

پ ن3:پریروز موقع برگشت به خونه،رفتم گل فروشی و 2 تا شاخه گل سفارش دادم.خیلی وقت بود واسه خانومی گل نخریده بودم.امروز صبح هم که واسه نماز بیدار شدم بازم بهم گفت مرسی که برام گل خریدی(آقایون،واسه خانوماتون گل بخرین،نتیجشو خودتون می بینین)