حاج خانوممون که سال 86 حاجی شده

دیروز ساعت 7 صبح  بود که واسه آزمون دکترا بردمش سر جلسه کنکور

ساعت 9 شب هم بود که دوستش رسوندش خونه

وقتی رسید ولو شد.

امروز صبح هم ساعت 5 بیدار شد واسه کلاس دانشگاه.

تا برسه سر کلاس، شاگرداشم میرسند.

واسه امروز قرارمون ساعت 5.30 بعد از ظهره

با هم میرسیم خونه

آها راستی تا یادم نرفته.شام دیشب با من بود

انگشتامون رو هم خوردیم، از بس گرسنه بودیم و  خوشمزه شده بود